دریافت خبرنامه نوروز


سياسي - بين‌الملل - اقتصادي - اجتماعي - حقوق بشر - زنان - دانشجويي - هنري - ورزشي - فناوري اطلاعات - انتخابات - مصاحبه - مراسم‌ها - بازتاب‌ها - جبهه مشاركت - بيانيه‌هاي جبهه مشاركت - دبيركل جبهه مشاركت

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ |نظر دهید |»


6 آبان 87

پاسخ‌هاي سيدمصطفي تاج‌زاده به سئوال : آيا احمدي‌نژاد محصول عملكرد خاتمي در دولت اصلاحات بود؟

عده اي بر اين عقيده‌اند كه شكست اصلاحات و به قدرت رسيدن آقاي احمدي نژاد به علت عملكرد ضعيف و اشتباهات آقاي خاتمي و ديگر اصلاح طلبان بوده است و مثال جمهوري وايمار را مي زنند كه ضعف آن جمهوري، سبب شد حزب ناسيونال سيوسياليست در آلمان به قدرت برسد. نظر شما در اين مورد چيست؟

سيدمصطفي تاج‌زاده:
1. گزاره " عملكرد آقاي خاتمي موجب به قدرت رسيدن آقاي احمدي نژاد و شكست اصلاحات شد،" زماني قابل پذيرش است كه مردم گفتمان ديگري برگزیده و در اعتراض به عملكرد اصلاح طلبان و در انتخابات آزاد به نامزدی ضد اصلاحات راي دهند. حتی اگر معیار شکست یا پیروزی یک نهضت میزان گرایش شهروندان به حاملان آن باشد، باید گفت طبق نظرسنجي‌هاي اصولگراها و اصلاح‌طلبان، آقاي خاتمي همچنان محبوب‌ترين چهره سياسي كشور است . به دليل همین موقعیت ويژه ، بسياري از شهروندان معتقدند حتي در انتخابات مهندسي شده آتی، خاتمی تنها نامزدی است كه مي‌تواند تمام رقبا از جمله آقاي احمدي‌نژاد را در یک رقابت ناعادلانه پشت سر ‌گذارد و با خارج کردن كشور از اين وضعيت بحراني و نگران‌كننده ، امنیت ، حقوق و رفاه شهروندان و نیز توسعه کشور را تامین كند. درباره مقبولیت گفتمان اصلاحات نیز باید گفت نيمي از اصولگرا ها ، خود را "اصلاح طلب "(اصولگراي اصلاح طلب )مي خوانند تا از جاذبه گفتمان فوق و پايگاه مردمي اصلاح طلبان بهره مند شوند. بنابراین گزاره"پيروزي احمدي‌نژاد نشانه شكست اصلاحات است كه صرفاً‌ یا عمدتا به علت عملكرد آقاي خاتمي رخ داد" نادرست است. سخن اين نيست كه آقاي خاتمي و بيش از او ما اصلاح طلبان در دوره هشت ساله و به ويژه در جريان انتخابات رياست جمهوري دوره نهم اشتباه نكردیم. بلكه تحليل فوق، تقليل دادن واقعيت و كاريكاتوريزه كردن حقايق است و موارد نقض جدی دارد

2. از پیروزی يك نامزد اقتدارگرا در انتخابات نمي توان عدم حقانيت یا شکست نهضت اصلاحی را تعدد نامزدهای اصلاح طلب ، رد صلاحیت نامزدهای محبوب ، تخلف در انتخابات و... نتيجه گرفت. شکست در انتخابات می تواند بیشتر دلایل گوناگون داشته باشد که ربطی به ناکامی یک گفتمان ندارد همچنان كه پيروزي در انتخابات نيز مي تواند به دلايل سلبي باشد تا جاذبه گفتمانی نامزد.

3. يكي از دلايل پيروزي آقاي احمدي نژاد، در انتخابات رياست جمهوري نهم تعدد نامزدهاي اصلاح طلب بود. اگر اصلاح طلبان نامزد واحدي معرفي مي كردند ، به احتمال زياد در انتخابات پيروز مي شدند. در آن صورت آيا منتقدان كنوني پیروزی در انتخابات را نشانه درستي عملكرد آقاي خاتمي مي خواندند؟ بعید می دانم.

4. برای اینکه تفاوت شکست گفتمانی یک جریان با ناکامی آن جناح در انتخابات مشخص شود، توجه کاربران محترم را به آنچه پس از سقوط بلوک شرق رخ داد،جلب می کنم . در برخی کشورهایی که از شوروی سوسیالیستی جدا شدند ، مردم سیستم کمونیسم را طرد کردند و هنوز نشانی از اقبال مجددشان به ایدئولوژی و نظام سیاسی مذکور دیده نمی شود . با وجود این بسیاری از کمونیست های سابق در انتخابات آزاد بعدی پیروز شدند . به این ترتیب با اینکه گفتمان کمونیسم شکست خورد ، ولی بسیاری از شهروندان این کشور ها به کمونیست های سابق که دیگر خود را کمونیست نمی دانند یا نمی خوانند رای دادند . از پیروزی این افراد در انتخابات آزاد نمی توان پیروزی گفتمان کمونیسم را نتیجه گرفت . عکس قضیه نیز می تواند درست باشد .

5. پایگاه اجتماعی گفتمان اصلاحات چنان گسترده است که آقای احمدی نژاد در سال پایان ریاست خود بر دولت مجدداًادبیات آقای خاتمی را به کار مي برد . وی که خود را از شاکیان و مسببان تعطیلی روزنامه سلام مي خواند، در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم از پس گرفتن شکایت خود از روزنامه ها سخن می گوید ، اگرچه همه شكايات به قوت خود باقي است و در اين زمينه نيز ادعاي كذبي مطرح شده است. با گروه های موسیقی جلسه می گذارد هرچند وزارت ارشاد كنسرت آنها را لغو مي كند. برای بازگشت اساتید ممتاز بازنشسته شده دستور می دهد ولي در عمل تعداد بيشتري بازنشسته مي شوند. معاون او از برترین بودن مردم امریکا در ارتباطات و نيز از دوستی با همه ملت ها حتي با دوستی با مردم اسرائیل دم می زند و مشاورش توقیف فیلم سنتوری را محکوم می کند اما وزارت ارشاد مانع اكران آن مي شود . آقای احمدی نژاد به احتمال زياد در ماه های آتی سخنان اصلاحي بيشتري را مطرح خواهد کرد .اگر چه روز به روز شرایط انسدادی تری را مشاهده خواهیم کرد از جمله این که دانشگاه تهران را به پادگان تبدیل کرده اند و اخيرا علاوه بر برخی دانشگاهها ، در مدارس نیز دوربين هاي مدار بسته كار گذاشته اند. در هر حال توجه به این نکته مهم است که اقتدار گراها هنگام انتخابات به علت نفوذ گفتمانی اصلاح طلبان یاد شعارهایی از قبیل " آبادی ،آزادی ،شادی " می افتند اگرچه پس از انتخابات به "تخریب، انسداد و غم گستری" می پردازند.
6. برای فهم و تأثیر گفتمان اصلاحات و اصلاح طلبان کافی است توجه کنیم که اقتدار گراها حاضرند صدای فارسی امریکا ( V.O.A) و رادیو فارسی دولتی انگلستان (B.B.C) مخاطبان زیادی بيابند، اما اصلاح طلبان همراه خاتمی روزنامه منتشر نکنند. در عصر حکومت یکدست اقتدارگراها همه حق انتشار روزنامه دارند جز احزابی مانند جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب . علت آن ترس اقتدارگراها از نفوذ کلام اصلاح طلبان است.
یک نمونه از موقعیت این اصلاح طلبان ، نظر مردم درباره دو مناظره ای است که با حضور مسئولان دو دولت هشتم و نهم در صدا و سیما برگزار شد. در مناظره اول حدود 85 درصد شهروندان حق را به آقای ستاری فر (رئیس سازمان برنامه دولت اصلاحات)دربرابر آقای فرهاد رهبر (رئیس سازمان برنامه دولت احمدی نژاد) دادند. در مناظره دوم حدود 95 در صد شهروندان با آقای صفایی فراهانی در برنامه ورزش 90 همدلی کردند.
7. عده ای نيز تغيير نظام را راه نجات كشور مي دانند. به همین دلیل اصلاحات را شکست خورده می خوانند. چرا که معتقدند اصلاحات سرنگوني رژيم سياسي را به تاخير مي اندازد. ظاهر نظريه اصلاح ناپذیر بودن جمهوری اسلامی ممکن است جذاب باشد اما نتيجه عملي‌اش ، كمك به پيروزي راست افراطي و منفعل و بي‌تفاوت كردن قشرهاي وسيعي از مردم و مواجه كردن كشور و ملت با مخاطرات و تهديدات گوناگون بوده است.
8. در بررسي آنچه در اصلاحات و پس از آن رخ داد، بايد نقش و نقاط ضعف و قوت:
8. 1. اصلاح‌طلبان
8. 2 راست افراطي (اقتدارگراها)
8. 3. محافظه‌كاران
8. 4. طرفداران عبور از خاتمي
8. 5. اپوزيسيون برانداز
8. 6. مردم
8. 7. قدرت‌هاي بزرگ بويژه دولت آمريكا مورد بررسي همه جانبه واقع و به سوال هایی از این قبیل پاسخ داده شود که آيا طرح شعارهاي راديكال بدون تثبيت دستاوردهاي موجود و بدون آنكه بسترهاي مناسب و واقعي براي تحقق آنها تمهيد شده باشد،‌ موجب پيشرفت یک جنبش اصلاحی مي‌شود يا بازگشت ارتجاع منجر می شود؟ چنانچه "عبور از خاتمي" به دموكراسي بيشتر در كشور منجر مي‌شد، از آن دفاع می کردم ولي زماني كه به دلايل عديده نتيجه عبور از خاتمي پيروزي گروهی افراطی و کارنابلد است، آيا حمايت از او وظيفه هر شهروند مسئول نبوده و نيست؟
همچنین باید بررسی شود که چه عواملي موجب شد آزادترين انتخابات كشور (دور دوم شوراها) با كمترين استقبال مردمي مواجه شود و تنها 11 درصد هم‌وطنان ما در شهرهاي بزرگ راي دهند؟ آيا اگر در آن انتخابات 20 درصد مردم شركت مي‌كردند،‌ آقاي احمدي‌نژاد رييس جمهور ايران می شد و اصلاحات شكست خورده نام مي گرفت ؟ اگر در آمریکا به جای جنگ طلبان، دموکرات ها همچنان در قدرت باقی می ماندند و 11 سپتامبر رخ نمی داد و خاورمیانه نظامی نمی شد، چه اتفاقی می افتاد؟در اين زمينه در مقالة «عبور از خاتمي» توضيحاتي داده‌ام، كه در مجله آيين، شماره 5، دي‌ 85، منتشر شد.
9. بدون آنكه قصد شبيه‌سازي داشته باشيم ،صرفا براي روشن شدن موضوع یادآوری می کنم که حضرت محمد (ص) مبعوث شدند و رنجها كشيدند تا اعراب مسلمان شدند و بخش‌هاي وسيعي از جهان را فتح كردند. در زمان بعثت رسول خاتم ، خاندان ابوسفيان ، فقط بخشي از قدرت را آن هم در شهر مكه در دست داشت. در سال 61 هجري، نواده ابوسفيان (يزيدبن معاويه) در سرزمين وسيعي بر مسلمانان حكومت مي كرد. هم او نواده پيامبر(ص) یعنی حسين‌بن علي(ع) و همراهانش را به جرم خروج بر حكومت اسلامي به شهادت رساند. آيا اگر پيامبر اكرم مبعوث نمي شدند ، يزيد در خواب هم مي ديد كه قدرتي فراتر از شهر مكه بيابد؟ حداكثر بزرگ مكه مي شد ولي پس از بعثت در رأس امپراطوري بزرگ مسلمانان قرار گرفت. از اين وضعيت آيا مي‌توان نتيجه گرفت كه بعثت پيامبر (ص) ، نعوذ بالله ، بي نتيجه بود يا شكست خورد كه نيم قرن پس از رحلت ايشان، يزيد بر چنان سرزمين بزرگي فرمان مي‌راند؟
بعثت پيامبر اكرم و قیام امام حسین نه تنها حق بود ، بلکه پيروز هم بود زيرا آثار مثبت عمیق و فراواني در تاريخ بشر بر جا گذاشت. از جمله سیزده قرن پس از واقعه کربلا، مردمی ترین انقلاب بشر در قرن بیستم به نام حسین (ع) پیروز شد. با وجود آنکه در صدر اسلام ، حركت مسلمانان بنا به علل و عواملي منحرف شد و در نتيجه 25 سال پس از رحلت پيامبر (ص)، پسر ابوسفيان (معاويه) حكومتي هم عرض امامت جانشين و داماد پيامبر اكرم (ص) تشكيل داد . (معاویه در جنگ صفين در آستانه شكست از علی (ع) قرار گرفت اما به علت حماقت خوارج یعنی انقلابیون فداکار اما کژاندیش که از امام علی عبور کردند، نجات یافت.) چندی بعد همان انقلابیون سطحی نگر ، خشونت پرست و تکفیری امیر مومنان را ترور کردند. 26 سال بعد پسر معاویه و نوه ابوسفيان (يزيد) فرزندان امام علی و نوادگان پيامبر را شهيد کرد و حاکم علی الاطلاق بر مسلمانان شد. مسلماني نیست كه بعثت رسول خاتم را بي‌نتيجه يا ناكام بخواند چون در سال 61 امام حسين (ع) شهيد و يزيد بر مسلمانان حاكم شد. با وجود این درک علل صعود و سقوط امويان منوط به بررسي همه جانبه اوضاع و احوال ،از جمله بررسي قصورها و تقصیرهاي مسلمانان است و اين‌كه چه اشتباهات يا كوتاهي‌هايي مرتكب شدند كه فاجعه كربلا رخ داد.
10. در تحلیل تاريخ معاصر نيز نباید يك بعدنگر باشیم و برای مثال جنبش مشروطه را ناكام بخوانيم یا استقرار ديكتاتوري سياه رضا شاه را صرفاً به علت اشتباه مراجع ثلاث در نجف اشرف بدانيم . درست است كه رضا شاه به نام توسعه و ترقي ،استبدادي سخت تر از قاجار بر ایران حاكم كرد ولي ايرانيان براي هميشه وامدار آثار پر بركت نهضت مشروطه هستند. حتي نهضت ملی شدن صنعت نفت آثار مثبت فراوانی داشت و علت کودتای 28 مرداد نیز فقط اشتباهات دكتر مصدق نبود. عوامل ديگري نیز در مورد نهضت و آثار و سرنوشت آن نقش ايفا كردند كه لازم است بی طرفانه مورد ارزيابي قرار گيرند تا از پيروزي مجدد كودتا گران جلوگيري شود و ديكتاتوري سياه تر از دوره پهلوي بر ایران حاكم نشود.
11. اصلاحات را نباید تنها به بعد سیاسی و سیاست را نیز نباید صرفا به قلمرو قدرت تقلیل داد. همچنین نباید ناكامي یک فرد یا حزب را در يك انتخابات شكست نهضت و گفتمان یک جنبش خواند. اصلاحات آثار ماندگاري بر جا نهاد و هنوز قوي‌ترين جريان فكري و سياسي كشور است. سخنگویان و حاملانش نیز از حمایت گروههای زیادی از مردم برخوردارند. توجه شود علت اينكه رابطه اقتدارگراها با انتخابات آزاد رابطه "جن و بسم الله" است ، ترس آنان از پيروزي اصلاح طلبان است.
12. آقای خاتمی دوباره نامزد شد . در سال 76 بیست میلیون رأی آورد که منتقدان كنوني آن را رأی سلبی به حاکمیت مي خوانند نه راي به گفتمان خاتمي. بار دوم در حالی که مردم عملکرد آقای خاتمی را دیده بودند ، بیست و دو میلیون به او رای دادند. آیا این رای نیز سلبی بود و اكثريت شهروندان از ترس پيروزي يك نامزد اقتدارگرا به او راي دادند؟
برای روشن شدن موضوع کافی است موقعیت آقای احمدی نژاد را درسال چهارم ریاست دولت خود با موقعیت آقای خاتمی در سال 79 مقایسه کنید معلوم می شود کدام گفتمان از نظر اکثریت مردم شکست خورده است.


فرم ارسال نظرات


+ قابل توجه نظردهندگان محترم

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ | نظر دهید | بازگشت به بالای صفحه |»

اخبار و تحليل‌هاي ارائه شده در پايگاه اطلاع رساني نوروز مواضع جبهه مشاركت ايران اسلامي نيست و مواضع اين حزب از طريق بيانيه‌ها، اطلاعيه‌ها و مصاحبه‌هاي دبيركل انتشار مي‌يابد