دریافت خبرنامه نوروز


سياسي - بين‌الملل - اقتصادي - اجتماعي - حقوق بشر - زنان - دانشجويي - هنري - ورزشي - فناوري اطلاعات - انتخابات - مصاحبه - مراسم‌ها - بازتاب‌ها - جبهه مشاركت - بيانيه‌هاي جبهه مشاركت - دبيركل جبهه مشاركت

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ |نظر دهید |»


4 مهر 87

تاج‌زاده : استقلال و يكپارچگي سرزميني و امنيت عمومي و ملي نباید فدای غنی سازی اورانیوم شود

چرا يكي از انتقادهاي جدي اصلاح‌طلبان به آقای احمدی نژاد سياست‌هاي دولت نهم درباره انرژی هسته ای است، با اين‌كه به نظر مي‌رسد سياست هاي مذكور درست بوده است؟
1. ابتدا بايد تصريح كنم كه:
الف) اصلاح‌طلبان رسيدن هر ملتي از جمله ايرانيان را به قله‌هاي دانش و تكنولوژي حق خداداد آنان مي‌دانند.
ب) در دوره اصلاحات دانش و صنايع هسته‌اي بيشترين رشد را در قياس با دولت‌هاي ديگر داشته است. حدود دو سوم پيشرفت‌هاي هسته‌اي كشور در دوران آقاي خاتمي حاصل شد.
پ) ديپلماسي نادرست دولت نهم نه تنها منجر به راه اندازي نيروگاه بوشهر نشده است و تهديدات و تحريم‌ها و فشارهاي زيادي را متوجه ميهن و هم‌ميهنان ما كرده، بلكه بسياري را نگران كرده است كه استقلال، يكپارچگي سرزميني و امنيت ملي و فداي غني‌سازي اورانيوم نشود.
ت) جمهوري اسلامي ايران تنها با ديپلماسي تعامل‌جويانه و صلح‌طلبانه و نيز رعايت موازين دموكراتيك و تامین حقوق شهروندان مي‌تواند به حقوق هسته‌اي خود،با كمترين هزينه برسد و اجازه ندهد جنگ‌طلبان آمريكايي و اسرائيلي منويات خود را با جلب همكاري و اجماع قدرت‌هاي بزرگ جهاني علیه ایران محقق كنند. سياست خارجي اعتماد ساز و احترام انگيز و نيز دموكراتيك شدن مناسبات ملي مي‌تواند نگراني بسياري از دولت‌هاي جهاني را برطرف و تلاش دولت آمريكا براي اجماع علیه کشورمان را خنثي كند. بر عكس راهبرد «استبداد در داخل و هماورد طلبي خارجي» نه تنها ما را از حقوق هسته‌اي محروم و فشارهاي زيادي متوجه مردم، بویژه قشرهای محروم مي‌كند، بلكه استقلال و يكپارچگي سرزميني و امنيت عمومي و ملي را با مخاطرات جدي مواجه خواهد كرد.
2. 1. مخالفت اصلاح‌طلبان با ديپلماسي‌ هسته‌اي اصولگراها از جنس مخالفت كاخ سفيد نيست. آقاي بوش كه به دنبال ادعاهاي كذب در مورد وجود سلاح‌هاي كشتار جمعي و بدون مصوبه شوراي امنيت سازمان ملل عراق را اشغال كرد، اكنون به دنبال مفري است كه علاوه بر موجه سازي و تحت‌‌الشعاع قرار دادن اقدام خودسرانه خود در عراق، با جمهوري اسلامي ايران نيز تسويه حساب كند.
2. 2. تحريم‌هاي جهاني عليه كشور بيانگر آن است كه كاخ سفيد موفق شده است با سوء بهره‌برداري از ديپلماسي تهاجمی و در حقیقت ماجراجويانه اقتدارگراها، ايران را در همان مسیر 12 ساله‌اي قرار دهد كه عراق را قرار داد و فرجام شوم آن را مشاهده مي‌كنيم. با كمال تأسف بايد گفت پروژه عراقيزه كردن ايران توسط جنگ‌طلبان آمريكا كه با «محور شرارت» خواندن ايران كليد خورد اما به علت ديپلماسي صلح طلبانه ، تنش زدا و اعتمادسازخاتمي امكان تحقق نيافت، در زمان آقاي احمدي‌نژاد محقق شده است. به همين دليل مخالف ديپلماسي غيرمدبرانه هسته‌اي هستم كه ناخواسته آن چيزي را كه دولت آمريكا در پي آن است، با كمترين هزينه در اختيارش قرار دهد.
3. 1. كشوري كه در آغاز هزاره جديد ميلادي با ديپلماسي تعامل محور و تنش‌زداي خاتمي به عنوان يك بازيگر جهاني در گفتگوي تمدني به رسميت شناخته شد، به علت بهره‌برداري سوءو ماهرانه آمريكا و اسرائيل از بي‌تدبيري دولت كنوني در سه سال گذشته در رديف رژيم‌هاي بسته و ناقض حقوق شهروندان و يك «موضوع امنيتي» ‌ عليه صلح و تمدن بشري طبقه‌بندي مي‌‌شود. در اين سه سال نقش جمهوري اسلامي ايران از جايگاه دموكراتيك، قابل احترام و صلح طلب به يك "خطر جهاني" و نظامي سركوبگرحقوق شهروندان تنزل يافته است. حال آنكه مهارت در ديپلماسي يعني جلب اعتماد جهانيان به اينكه ايران هسته‌اي نه فقط براي مردم خود و صلح منطقه و جهان تهديد نيست، بلكه سهمي انكارناپذير در برقراري صلح و آرامش در منطقه و جهان دارد و مخالف مخاطراتي است كه تمدن بشري را تهديد مي‌كند.
3. 2. جنگ، افراطي‌گري قومي و مذهبي، تروريسم، مواد مخدر، ديكتاتوري، جنايات سازمان يافته، ايدز، بيماري‌هاي جهاني، فقر، خشكسالي، گرم شدن زمين،‌ تخريب محيط زيست، قاچاق انسان، شكاف اطلاعاتي و طبقاتي و ... عواملي هستند كه امروزه ذيل عنوان «جوانب منفي جهاني‌سازي» طبقه‌بندي مي‌شوند. عقل سليم حكم مي‌كند جمهوري اسلامي ايران جوانب مثبت جهاني‌ شدن را عليه جوانب منفي آن تقويت كند. كاري كه در زمان خاتمي صورت گرفت وكشورمان در يك راهپيمايي جهاني، همراه با ديگر نيروهاي حقيقت‌جو، آزاديخواه و عدالت طلب در سراسر دنيا (اعم از بازيگران دولتي و بازيگران غيردولتي و مدني) شركت كرد.
3. 3. براي عملياتي شدن ايده‌ رهايي بخش فوق بايد به زمان درخشش جمهوري اسلامي ايران در مجمع عمومي سازمان ملل در آغاز هزاره جديد ميلادي بازگشت و مسير اصلاحات را از همان نقطه‌اي كه با عمليات تخريبي اقتدارگراها متوقف شد، استمرار بخشيد و در جهت تحقق دموكراسي در كشور،صلح در منطقه و «اهداف توسعه‌ هزاره سوم M.D.G.S (آموزش مبارزه با فقر، حفظ سلامت محيط زيست، جلوگيري از بيماري‌هاي H.I.V، جلوگيري از مرگ و مير مادران، جلوگيري از مرگ كودكان، برابري جنسيتي، مشاركت جهاني براي توسعه و...)كوشيد.
4. 1. مشكل دولت كنوني در تحقق اهداف مذكور يعني اثبات حاكميت ملت و تهديد نبودن ايران هسته‌اي، در آن است كه نقطه عزيمت دموكراتيك، تعامل جو و صلح‌طلبانه ندارد و تنها زماني متمسك به ارزش‌هاي عموم بشري نظير صلح، دموكراسي و حقوق بشر مي‌شود كه در موضع دفاعي و واكنشي قرار مي‌گيرد. مانند آنچه در دانشگاه كلمبيا مشاهده كرديم. از ديد اصولگراها، دموكراسي، حقوق بشر و گفتگوي تمدن‌ها يك سلاح تدافعي و موقتي است. آنان موضوع هسته ای را سلاح تهاجمی می خوانند حال آنکه انرژی هسته ای تنها موضوعی است که آمریکا را قادر به ایجاد اجماع علیه ایران و ایرانیان می کند.
4. 2. مشكل و به عبارت دقيق‌تر مشكل‌سازي دولت آقاي احمدي‌نژاد در آن است كه اولا بدون يك استراتژي حق محور از «حق غني‌سازي اورانيوم» سخن مي‌گويد و ثانيا با شعار ضرورت محو اسرائيل از نقشه جهان و انكار هولوكاست، بي‌خطر بودن انرژي هسته اي را تبليغ مي‌كند. معلوم است كه اين مواضع نزد بسياري از دولت‌هاي جهان و نيز در افكار عمومي غربي جدي تلقي نمي‌شود.
4. 3. علاوه بر موضوع فوق آقاي احمدي‌نژاد سخناني مي‌گويد كه براي جنگ افروزان جهاني فرصت فراهم مي‌كند تا تلاش ايران را براي دستيابي به انرژي هسته‌اي، كوشش حكومتي غير دموكراتيك براي توليد سلاح اتمي آن هم در جهت نابودي اسرائيل معرفي كنند. به همين دليل معتقدم بايد هر چه سريع‌تر بازي اعلام نشده اقتدارگراهاي دو طرف را كه ايران را در مسير عراقيزه شدن قرار داده است بر هم زد و نقش دموكراتيك و صلح‌طلبانه جمهوري اسلامي را از همان نقطه‌اي كه متوقف شد، احيا كرد.
4. 4. اصولگرايان مدعي اند كه در ماجراي هسته‌اي طرفدار بازي «برد- برد» هستند ، اما آنچه عملا دنبال كرده اند، بازي «برد- باخت» و در بهترین حالت «باخت- باخت»است. در هر دو شكل نتيجه بازي به ضرر ملت ايران خواهد بود. صرف نظر از اينكه دولت آمريكا چقدر هزينه خواهد پرداخت. به هر رو در شرایطی که قیمت نفت افزایش بی سابقه يافته و درگیری آمریکا در افغانستان و عراق فرصت طلایی را براي جهش اقتصادي كشور فراهم کرده است، ديپلماسي صحيح مي توانست همكاري جهانيان را براي بهبود زندگي شهروندان، امنيت كشور و منافع ملي جلب كند.
5. 1. كساني كه به نام دفاع از «حق انرژي هسته‌اي»، حق دسترسي مردم كشورمان به عادي‌ترين مواهب فرآيندهاي مثبت جهان (از جمله جهاني شدن اطلاعات) را سلب وبهانه هاو زمينه‌هاي تحريم ايران را فراهم كرده‌اند، بايد پاسخ دهند كه چرا كشور ما در دوران اصلاحات با اين‌كه گام‌هاي بزرگي در جهت نيل به صنايع هسته‌اي برداشت (بيش از دو سوم پيشرفت‌هاي هسته‌اي كشور در دوران خاتمي حاصل شد)، متحمل تحريم جهاني نشد ، در آستانه ماجراجويي نظامي قرار نگرفت و مامورانش به اسارت ارتش ایالات متحده در نیامدند، با اينكه دولت آمريكا در اوج قدرت و غرور بود و هنوز در عراق زمينگير نشده بود؟
5. 2. اگر دولت اصلاحات به جاي كوشش در جهت توسعه همه جانبه ميهن، تأمين حقوق مردم و جلب احترام ديگران، هم و غم خود را مصروف درگيري با قدرت‌هاي بزرگ مي‌كرد ، به دشمن سازی در داخل و خارج مشغول می شد، از ضرورت محو نقشه اسرائيل سخن مي‌گفت ، به انكار هولوكاست مي‌پرداخت و در عين حال به نام دفاع از حق غني‌سازي اورانيوم ،حقوق اساسي ملت را نقض و انتخابات نمايشی برگزار مي‌كرد، حتي در امر هسته‌اي آن همه پيشرفت حاصل مي‌شد؟
5. 3. ملت ما «يك» حق و تنها «همان» يك حق را ندارد و حكومت نمي‌تواند به بهانه تأمين يكي از حقوق ملت، حقوق اساسي آنان را سلب كند. حق امنيت عمومی و ملی، حق زندگي شرافتمندانه، حق توسعه كشور و ديگر حقوق مدني، سياسي، اجتماعي و فرهنگي شهروندان نبايد فداي «حق غني‌سازي اورانيوم» شود.كما اينكه دكتر مصدق حقوق اساسي ملت را به بهانه "حق ملي شدن نفت"نقض نكرد و دوست و دشمن معترفند که آزاد ترين دوره در زمان شاه دوران نخست وزيري دكتر مصدق بود.
6. اختلاف دولتين ايران و آمريكا درباره انرژی هسته‌ای قديمي است و سابقه آن به رژيم گذشته باز می‌گردد كه ساخت نيروگاه بوشهر را به رغم نگراني برخي محافل آمريكايي، با همکاری دولت‌ها و شرکت های اروپايي آغاز كرد. با وجود اين، بهانه كاخ سفيد در حال حاضر مخالفت با غنی سازی اورانیوم در سطح صنعتي در خاك ایران است كه کاربردی دوگانه دارد و می‌تواند در تولید بمب اتم مورد استفاده قرار گيرد. اقتدارگراها به جای روشن كردن محل دقيق اختلاف يعني غنی سازی اورانيوم در سطح صنعتي از تلاش غرب در محروميت كشور از صنايع،‌ دانش و انرژی هسته‌ای سخن مي‌گويند و بعضا ادعا می کنند دولت هاي غربي قصد دارند مانع پيشرفت علوم در ایران شوند. حال آنكه خاتمي ثابت كرد با ديپلماسي تنش زدا و اعتماد ساز مي توان دانش، سرمايه، تكنولوژي و كالاهاي مرغوب غربي را اخذ كرد و كشور را در آستانة جهش اقتصادي قرار داد و حتی صنايع هسته‌اي را به طور بی سابقه ای گسترش داد.
7. 1. با وجود همه تحريم‌ها و فشارها عليه ميهن و مردم، آقای احمدی نژاد در تابستان 86 ادعا كرد پرونده هسته‌اي ايران بسته شده است و تحريم‌ها كاغذ پاره‌هايي بيش نيستند! حال آنكه نه تنها پرونده هسته اي ایران بسته نشده است و تحريم‌هاي جهاني اقتصادي عليه ايران همچنان ادامه دارد و مردم بويژه قشرهاي آسيب پذير را با مشكلات زيادي مواجه كرده است و نه تنها نيروگاه بوشهر هنوز راه‌اندازي نشده ، بلکه برای نخستین بار بعد از جنگ قطع مکرر برق و گاز مردم را در تنگنا قرار داده است و تهديد نظامي كاملا منتفي نيست. علاوه بر تحريموضعيت نه جنگ، نه صلح آثار زيانباري براي كشور و مردم داشته و به توسعه اقتصادي ايران لطمات زيادي وارد كرده است.
7. 2. اخيراً آقای احمدی‌نژاد ادعا كرد دشمنان انتظار تورم 70 درصدی در ایران را داشتند. روشن است که منظور وی این نبود که افزایش قیمت نفت تورم فوق را به ایران تحمیل می‌کند کما اینکه افزایش بهاي نفت چنین تورمی را به هیچ يك ازكشورهاي تولید كننده و حتی مصرف کننده نفت تحمیل نکرده است. منظور وی ازاقدام دشمنان علیه ايران تحریم های اقتصادی جهاني است كه آقای احمدی نژاد نمي‌خواهد درباره آثار واقعي آن با مردم روشن سخن بگويد زیرا نگران اعتراض هاي گسترده است. به همين دليل گاهي اين قطعنامه ها را كاغذپاره مي خواند و گاهي غير مستقيم از آثاربسیار مخرب آن سخن مي گويد. علت تناقض گويي آن است كه نمي‌تواند اعلام كند دولت نهم برای غنی سازی اورانیوم در سطح صنعتي، چه هزينه هاي سنگيني به مردم تحميل كرده است و تداوم سياست هاي كنوني كدام پيامدهاي مخاطره‌آميز را به دنبال خواهد داشت.
7. 3. آقای احمدی نژاد در حالی قطعنامه شورای امنیت را کاغذ پاره می خواند که بانک ملی ایران، شعبه لندن، در اعتراض به تعطیلی خود، با صدور اطلاعیه اعلام كرد به قطعنامه هاي تحريم شوراي امنيت پایبند است و مفاد آن را علیه ایران و ایرانیان اجرا می کند. به همین دلیل اجازه خواست به فعالیت های خود در انگلستان ادامه دهد.
8. دولت اصلاحات، ضمن تلاش براي گسترش صنايع و دانش هسته‌اي،‌ با تأييد رهبري غنی سازی اورانيوم را داوطلبانه و موقتا تعليق كرد تا امنيت و رفاه شهروندان و توسعه كشور با مانع مواجه نشود. مقام رهبري نيز در سخنرانی خود در تأييد تعليق غني‌سازي تصريح كرد که جلوگیری از اجماع قدرت‌هاي بزرگ جهانی عليه ايران بزرگترین پیروزی است . به نظر من نه تنها چیزی عوض نشده است که اجماع قدرت‌هاي بزرگ و تحريم‌هاي جهاني علیه ما را به پيروزي ديپلماتيك تبديل كند ، اگر چه دولت آمريكا در موضع قدرت و غرور ماهها پس از فتح بغداد نيست، بلکه حکومت به مراتب آسیب پذیرتر از دوره اصلاحات شده است.
9. به دلیل همین واقعیات تلخ است که اصولگرایان بیشترین سانسور را در صدا و سیما و مطبوعات درباره سياست‌هاي دولت در زمینه هسته‌اي اعمال مي‌كنند و اجازه نمی‌دهند هیچ منتقدی نظريات خود را در اين مورد بيان كند. آنان می‌دانند چنانچه حقایق و پيامدهاي مربوط به سیاست خارجی کشور که خود را بويژه در غنی سازی اورانیوم در سطح صنعتي نشان می‌دهد برای مردم بازگو شود، اصولگرایان از حمایت نسبي مردمي در سياست‌هاي هسته ای خود، که فراتر از پایگاه اجتماعی آنان است محروم خواهند شد.


فرم ارسال نظرات


+ قابل توجه نظردهندگان محترم

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ | نظر دهید | بازگشت به بالای صفحه |»

اخبار و تحليل‌هاي ارائه شده در پايگاه اطلاع رساني نوروز مواضع جبهه مشاركت ايران اسلامي نيست و مواضع اين حزب از طريق بيانيه‌ها، اطلاعيه‌ها و مصاحبه‌هاي دبيركل انتشار مي‌يابد