دریافت خبرنامه نوروز


سياسي - بين‌الملل - اقتصادي - اجتماعي - حقوق بشر - زنان - دانشجويي - هنري - ورزشي - فناوري اطلاعات - انتخابات - مصاحبه - مراسم‌ها - بازتاب‌ها - جبهه مشاركت - بيانيه‌هاي جبهه مشاركت - دبيركل جبهه مشاركت

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ |نظر دهید |»


10 شهریور 87

متن كامل سخنراني سيد مصطفي تاج‌زاده در نشست بررسي عملكرد دولت نهم

مصطفي تاج‌زاده، عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي در نخستين جلسه بررسي عملكرد دولت نهم، كه به دعوت شاخه جوانان منطقه تهران برگزار شد، به بيان نظرات خود در حوزه سياست داخلي دولت نهم پرداخت. آن‌چه در ادامه مي آيد متن ويراسته سخنان وي در اين جلسه است.

قبل از هر چيز ياد و خاطره شهيدان رجايي و باهنر را گرامي مي‌دارم و تشكر مي‌كنم از عزيزاني كه اين نشست را برگزار كردند.
من قبلا هم اين مطلب را بيان كرده‌ام كه از مشروطه تاكنون هر وقت حكومت يكدست شده است آثار منفي داشته اشت؛ در عرصه سياست حكومت يكدست مساوي است با انسداد سياست‌ورزي و به لحاظ اقتصادي فساد گسترش پيدا مي‌كند. به لحاظ فرهنگي، خلاقيت‌هاي هنري و فرهنگي معمولاً سركوب مي‌شود و درعرصه سياست خارجي هم حكومت بين ماجراجويي و تسليم سير مي‌كند و وضعيت شهروندان هم به گونه‌اي مي‌شود كه معمولاً‌ نارضايتي،‌افسردگي و نااميدي اوج مي‌گيرد.
در حقيقت حكومت يكدست يك سري آثار منفی كوتاه مدت و ظاهري دارد كه نمونه‌‌هايش را گفتم و وقتی به نام دین انسداد ایجاد می شود، يك سلسله پيامدهاي عميق و دراز مدت تخریبی دارد كه كمتر به آن توجه مي‌شود ولي به نظر من از آثار كوتاه مدت آن خطرناك‌تر است. ابتدا به پيامدهاي كوتاه‌مدت يك‌دستي حكومت مي‌پردازم.
از لحاظ انسداد سياسي فكر مي‌كنم همه شما در اين سه سال كه حكومت يكدست شده است شاهد انسداد و اختناق بوده‌ايد. در زمينه مطبوعات احزاب قانوني مانند همين مشاركت كه عزيزان در آن حضور دارند نه تنها هيچ روزنامه‌اي ندارند بلكه دايره انسداد از اصلاح‌طلبان گذشته و بخش‌هايي از اصولگرايان را نيز شامل شده است. در همين ماه‌هاي اخير مشاهده كرده‌ايد كه روزنامه‌ آقاي قاليباف توقيف شد و در زمينه اينترنت هم شاهد بوديم كه سايت‌هاي آقايان رضايي و توكلي هم فيلتر مي‌شود. همين امر نشان مي‌دهد كه مساله اقتدارگراها هرگز فساد اخلاقي نبوده است، بلكه مي‌خواهند با اين نام در جامع انسداد ايجاد كنند. دولت جديد شمشير مقابله با احزاب را از رو بسته است در ابتدا تلاش مي‌شد كه خانه احزاب منحل شود، همان مسأْله‌اي كه قرار بود براي انجمن صنفي مطبوعات رخ دهد كه با پايمردي روزنامه‌نگاران نتوانستند كه آن انجمن را منحل كنند و خانه احزاب هم با همكاري احزاب مختلف توانست روي پاي خود بايستد اما دولت نهم يارانه احزاب را قطع كرد تا در تنگنا قرار گيرند. وقتي كه دولت متكي به احزاب قانوني نباشد روشن است كه احزاب قانوني را تحمل نخواهد كرد و به جاي آن حزب پادگاني را تقويت مي‌كنند. در انتخابات شاهد بوديم كه قلع و قمعي كه هيأت‌هاي اجرايي دولت نهم در رد صلاحيت نامزدها انجام دادند در سي سال گذشته بي‌سابقه بود و عملاً كار را براي آقاي جنتي و دوستانش راحت كردند. البته جديداً با انتصاب آقاي كردان بايد بگويم انتحابات با نظارت آقاي جنتي گل بود به سبزه نيز آراسته شد. در مورد آقاي كردان هم بايد بگويم آنچه خوبان همه دارند آقاي كردان به تنهايي دارد. از تخلف ‌هاي مالي و اقتصادي ايشان كه در تحقيق و تفحص مجلس ششم آشكار شد، كه 525 ميليارد تومان در زمان مسئوليت آقاي لاريجاني و آقاي كردان در صدا و سيما مشخص نيست چگونه خرج شده است و پرونده اقتصادي ايشان به قوه قضاييه فرستاده شد اما در دوره جديدكه شعار مبارزه با مفاسد اقتصادي گوش فلك را كر كرده است، اين پرونده را بايگاني كردند.
به علاوه معلوم شد كه مدرك تحصيلي ايشان جعلي است و نه فقط وي كنار گذاشته نشد بلكه امروز طلبكار نيز شده است و اين نشان مي‌دهد كه چه مقدار شعار مبارزه با فساد در دولت نهم جدي است!‌ در دانشگاه‌ها نيز خود شاهديد كه استادان ممتاز را بازنشسته مي‌كند و مشخص است كه جايگزين آن‌ها چه كساني خواهند بود و انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان را منحل مي‌كنند و روز به روز نيز فضاي دانشگاه‌‌ها بسته‌تر مي‌شود.

به لحاظ فرهنگي نيز شاهد هستيم كه چه برخوردهايي با اصحاب فرهنگ و هنر و ادب مي‌شود، به طوري كه موج عظيم نارضايتي صاحبان انديشه و قلم و هنر را ملاحظه مي‌كنيم.
در عرصه اقتصادي، آمارهاي جهاني نشان مي‌دهد كه در اين سه سال، روز به روز به مفاسد اقتصادي افزوده مي‌شود. در عرصه بين‌المللي نيز دو اتفاق افتاده است كه نشان مي‌دهد ما از كدام نقطه به كدام نقطه رسيده‌ايم. با سياست خارجي تهاجمي هولوكاست را انكار و سپس به صورت سوالي مطرح كردند. سه سال از طرح مساله هولوكاست نمي‌گذرد. امروز معاون رييس همين دولت صحبت از طرح دوستي با مردم اسرائيل مي‌كند ، در عين حال به ورزشكار ما در المپيك ابلاغ مي‌شود كه اگر در استخر شنا يك اسرائيلي حضور دارد در مسابقه شركت نكند. آقاي مشایي دوستي با مردم اسرائيل را مطرح مي‌كند ولي در اخبار رسماً اعلام مي‌كنند در يك عمليات انتجاري بمبي در مثلاً اتوبوس منفجر شد و تعدادي از صهيونيست‌ها به هلاكت رسيدند. اين جنبه ظاهري قضيه است. افراطي‌گري در ايران معمولاً به وادادگي ختم مي‌شود. مهم‌تر آنكه امروز گفته مي‌شود كه راه واشنگتن از تل‌اويو مي‌گذرد، حال آنكه بدون كاتاليزور اسرائيل مي‌توان با آمریکا گفت‌و‌گو كرد. در هر حال اتفاقي كه در همين دولت رخ داد اين است: كشوري كه سه سال پيش پرچمدار گفت‌وگوي تمدن‌ها در جهان بود و احترام جهاني را جلب كرده و همه تهديدات را از ايران دور ساخته بود و جنگ‌طلبان در آمريكا را به حاشيه برده بود به طوري كه وقتي آقاي بوش از كشورهاي محور شرارت نام برد به كاخ سفيد انتقاد شد كه چرا از ايران نام برده است. علت آن بود كه در ايران يك جنبش اصلاحي وجود داشت و رييس جمهور آن پيش از هزاره سوم و سخنراني بوش به دنيا پيشنهاد گفت‌و‌گو كرده بود و آن پيشنهاد به اتفاق آراء در سازمان ملل پذيرفته شده بود ، امروز به يمن سياست خارجي دولت نهم به يك "مورد امنيتي " تبديل شده است و ملت بيشترين فشارها را به علت سياست‌هاي غلط تحمل مي‌كنند.
از لحاظ مردمي نيز شعار «مهرورزي» بسيار به گوش مي‌رسد ولي آنچه مشاهده مي‌كنيم افزايش روز افزون نارضايتي، افسردگي و متاسفانه پرخاشگري در قشرهاي وسيعي از ملت است.
اين‌ها اثرات كوتاه مدت عملكرد اين دولت است كه شما بهتر از من آن‌ها را مي‌دانيد. اما دو سه اتفاق بزرگ در حال رخ دادن است كه پيامدهاي مخرب آن بيش از اثرات كوتاه مدت آن است. درست است كه براي اولين بار بعد از جنگ، مردم در زمستان گاز ندارند و در تابستان برق و همين مساله نشان مي دهد چيزي كه براي دولت نهم اهميت و اصالتي ندارد مساله انرژي است. شعار «انرژي هسته‌اي حق مسلم ماست» گوش فلك را كر كرده است ولي شب‌ها بايد با شمع خانه‌مان را روشن كنيم. قرار بود نفت سر سفره ما بيايد، شمع آمد.
اما خطرناك‌تر از اين آثار فوق، سه موضوع است كه خدمتتان عرض مي‌كنم:
1. هر گاه به تعبير دكتر شريعتي، زور جامه تقوا به تن كند و استبداد به اسم دين حاكم شود و امري قدسي تلقي شود، عميق‌ترين و گسترده‌ترين جريان‌ها و گرایش های ضد دين در آن جامعه شكل مي‌گيرد. ترديدي نيست كه رشد ماترياليسم در غرب در درجه اول به علت عملكرد غيرانساني كليسا بود. دين گريزي نتيجه طبيعي پيوند كليسا و استبداد بود. هر چه اين پيوند جدي‌تر شد جريان تقابل با دين هم راديكال‌تر شد و در بعضي از جوامع به دين ‌ستيزي ‌انجامید. اين پديده در ايران در حال رخ دادن است.كليسا پنج قرن پيش ماترياليسم را پرورش داد. امروز كه عصر ارتباطات است و عصر انفورماتيك، پيامدهاي انسداد و اختناق فوري‌تر و گسترده‌ است. مسئوليت اين دين‌گريزي متوجه اصولگرايان است كه مي‌‌خواهند دولت را مقدس كنند تا كسي به آن‌ها ا نتقاد نكند. آنان توجه ندارند كه نمي‌توانند دولت را مقدس كنند ولي با عملکرد غیر دموکراتیک خود جامعه را سكولار مي‌كنند آن‌هم در ضديت با هنجارهاي ديني نه در بي‌تفاوتي نسبت به هنجارهاي ديني. اگر آثار اين انسداد هنوز در لايه‌هايي خود را نشان نداده است به دليل حضور چهره‌هاي روحاني و مردم‌گرا است كه به نام دين از آزادي‌ها و حقوق شهروندان دفاع مي‌كنند. به عبارت روشن، اگر اسلام خاتمي نبود، اسلام مصباح آثاري به مراتب مخرب‌تر از آنچه امروز برجا گذاشت، برجا مي‌گذاشت.
2. ملت ايران به دليل احسلس تحقیر25 ساله ناشي از كودتاي آمريكايي- انگليسي به همراهي دربار در سال 1332، اولين شعارش در زمان انقلاب استقلال بود. استقلال يعني آزادي ملي. مردم حتي استقلال را پيش از آزادي سياسي مطرح ‌كردند. چراكه جامعه مي‌خواست خود براي آينده خود تصميم بگيرد. حتي احزاب مخالف شاه كه به قدرت‌هاي بزرگ ديگر وابسته بودند در اين جامعه مورد طرد و نفي قرار گرفتند. در كنار اين استقلال‌خواهي كه به علت تحقير خارجي بود يك اتفاق ديگري نيز افتاد. دليل اين‌كه نسل انقلاب ضد آمريكايي بود اين بود كه از سال 32 تا 57 هر گونه جنايت رژيم ستمشاهي را به دليل وابستگي پهلوي‌ها به آمريكا مي‌دانستند. مخصوصاً‌ بعد از افزايش قيمت نفت در سال 1352 شاه خود را معادل ايران مي‌خواند و مخالفان را به ترك كشور دعوت مي‌كرد. در هر حال به همین تحقیر، بسياري در غرب تسخير سفارت آمريكا را پاسخي به تحقير ملت ايران در 25 سال قبل از آن خوانده‌اند.
اكنون روز به روز انسداد داخلي در حال افزايش است و در نقطه مقابل آمريكا پرچمدار آزادي، دموكراسي و حقوق بشر شده است. يعني اگر دانشجويي در اين‌جا دستگير مي‌شود مردم اخبار آن را از صداي آمريكا مي‌شنوند نه از صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران. اگر سركوبي شكل مي‌گيرد آن طرف شده است مدافع حقوق مردم و آن را افشا می کند. روشن است كه اين روش پوششي است براي پيشبرد اهداف دولت آمريكا ولي در هرحال اين طرف شده است سركوبگر.
به دلیل فوق امروز با پديده‌اي روبرو هستيم كه در بين ملتي كه شعار استقلال خواهي مي‌داد، قشرهايي نگاهشان به آن طرف مرز معطوف شده است تا حقوق مردم را استيفا كنند. دقت شود در زيمبابوه، به دليل انسداد و استبدادي كه انقلابيون حاكم كرده‌اند اپوزيسيون صراحتاً‌ خود را وابسته به بريتانيا معرفي مي‌كند و نيمي از مردم هم به آن رأي می دهند. آنجا كه انسداد سياسي، اجتماعي و فرهنگي حاكم مي‌شود به احتمال زیاد نگاه‌ قشرهايي به سمت خارج معطوف مي‌شود.
3. اين دولت با روش‌هايي كه در پيش گرفته است به طور جدي پايه‌هاي اخلاق و اعتماد مردم را تخريب مي‌كند. در روشن‌ترين مسائل اين دولت آمارهاي دروغ مي‌دهد. آقاي احمدي‌نژاد ادعا مي‌‌كد در اين سه سال بيش از دو برابر هشت سال آقاي خاتمي در توليد برق پيشرفت داشته است در عین حال روزي چند ساعت بي‌برقي را شاهدیم. متاسفانه دروغ گفتن مقامات به رفتاري ثابت تبدیل شده است. جالب آنكه آقاي باهنر (همان كسي كه زنده ماندن ما را نشانه رأفت نظام مي‌خواند)،در توجيه جعل مدرك آقاي كردان مي‌گويدكه فقط معصوم دروغ نمي‌گويد.حال آنكه در همان نظام‌هايي كه اقتدارگراها آنها را متهم به بي‌اخلاقي مي‌كنند نمونه‌هاي متعددي داريم كه اگر مسئولي جعل مدرك كند حداقل اقدامي كه مي‌شود عزل اوست ولي اين‌جا مي‌گويند ما براي خدمت منتظر كاغذ پاره نمي شويم . همین استدلال ها مجب شده که عده ای دولت نهم را دولت كاغذ پاره بخوانند. از يك طرف قطعنامه‌هاي شوراي امنيت را مي‌گويند كاغذ پاره و بعد مي‌گويند مي‌خواستند با اين كاغذ پاره‌ها تورم 70 درصدي را به ما تحميل كنند. مدرك تحصيلي را مي‌گويد كاغذ پاره تا كسي پيگيري نكند كه چرا چنين جعلي صورت گرفته است. يقين دارم نگاه اين دولت به برگه‌هاي اخذ راي هم همان كاغذ پاره است. يعني خواهند گفت براي خدمت كردن كه دولت نبايد منتظر چند كاغذ پاره باشد. شعار آقاي كردان كه مسئول انتخابات شده اين است كه نظام ولايي به انتخابات و صندوق راي نياز ندارد. اين فرد قرار است پاسدار راي مردم باشد. در هر حال هوشيار باشيم كه اگر در بالا بي اخلاقي رشد كند در پايين ممكن است بي‌اخلاقي بزرگ‌تر رخ مي‌دهد. براي مثال من موافق روش دانشجويان دانشگاه زنجان براي احقاق حقوقشان نبودم. نه اين‌كه موافق پيگيري تخلف مسئول دانشگاه نبودم اما براي پيگيري جرم نبايد از مرزهاي قانوني و اخلاقي خارج شويم اما آقاي لاريجاني با پخش مونتاژ شده صحنه‌اي زشت از كنفرانس برلين به دانشجويان ياد داد كه از اين روش در مواجهه با مخالفان خود استفاده كنند. همچنان که اگر ضرب و شتم رئیس دانشگاه علم وصنعت در سال 83 که منتخب اعضای هیات علمی دانشگاه آقای احمدی نژاد بود، محکوم می شد، امروز دانشجویان زنجان با معاون دانشگاه خود چنین برخوردی نمی کردند.
اين سه پيامد يعني مناسبات مادي‌گرايانه، نگاه به خارج و بي‌اخلاقي در برخورد با جرائم مختلف در حال افزايش هستند و هر سه به دليل عملكرد غلط اقتدارگراهاست.
از سوی دیگر اين دولت چند تخريب انجام مي‌دهد كه بايد در هفته دولت هشدار داد. شايد روش‌هاي خودشان را اصلاح كنند. آقاي خاتمي مفتخر است كه در دوره خود انتقاد را نهادينه كرد. كسي به خاطر انتقاد به آ‌قاي خاتمي پرونده برايش تشكيل نشد. هر چند كه در زمان آقاي خاتمي صدا و سيما در رأس تحزيب‌كنندگان بود. با وجود اين ما به تخريب راضي بوديم و مي‌گفتيم لااقل كارشكني نكنيد. مثلاً براي جلوگيري از افتتاح فرودگاه امام هواپيماي نظامي را به پروازدر نياورید و يا جلوي اتوبوس جهانگرادان آمريكايي تيراندازي نكنید تامانع گسترش توريسم شوید .
اما در مورد تخريب عرض مي‌كنم كه اول مقام تخريب کننده در سي سال گذشته آقاي احمدي‌نژاد بوده است. كدام مقام به اندازه ايشان دستاوردهاي سال‌هاي قبل از خودش را تخريب كرده است؟ از سوی دیگر يادتان است كه يكي از شعارهاي آقاي احمدي‌نژاد مبارزه با مافياي نفتي بود. وی دو نفر را برای وزارت نفت معرفي كرد يكي آقاي محصولي بود كه خودش در مجلس اعتراف كرد كه از كار بساز و بفروشي 50 ميليارد تومان سرمايه در ساليان پس از جنگ كسب كرده است. يكي هم آقاي كردان است كه شد قائم‌مقام نفت. این تخریب پایه های اعتماد مردم به حکومت است.
تخريب دیگر تنزل ادبيات سياسي كشور است. ادبيات دولتمردان ما در شأن ملت نيست و ادبيات دولت زنان كشور هم كه شبيه مسعود رجوي شده است. اگر توانستيد بين ادبيات فاطمه رجبي و مسعود رجوي تفاوتي بگذاريد من حرفم را پس مي‌گيرم. در هر حال جامعه ما يكبار تاوان اين ادبيات خشن،حذفي، تكفيري و طالباني را داده است. همان ادبياتي كه مي‌گويد هر كه با ما نيست عليه ماست و هيچ فرقي هم بين منتقد و برانداز نيست. علت اين‌كه منتقدين را برانداز مي‌‌خوانند اين است كه منتقدان را براندازند.
تخريب دیگر در درون حكومت و بروكراسي كشور رخ داده است. يكي از دلايلي كه مي‌گويند اصلاح‌طلبان در انتخابات آتی شركت نكنند اين است كه هر كس رييس جمهور شود توانايي جبران تخريب سه ساله دولت نهم را ندارد.
تخريب بعدي هم در عرصه بين‌المللي بود و خدمتتان عرض كردم كه چه آثاري داشته است. با وجود اين عملكرد دولت نهم چند اثر مثبت هم داشته كه چون وقت نيست تنها فهرست آنها را عرض مي‌كنم:
1. اين دولت ثابت كرد كه حكومت يكدست در ايران سرابي پيش نيست.چون اختلافات مقامات و نهادهای حکومتی نه تنها برطرف نشده‌،‌ بلكه روز به روز بيشتر شده ، البته اكثراً شخصي و سطحي شده است.
2. رفتار اين دولت ثابت كرد اتهاماتي كه به اصلاح طلبان زده مي‌شد همه بي‌‌اساس مي‌باشد. مانند اين تهمت كه اصلاح‌طلبان به فكر معيشت مردم نيستند ، يا طرفدار آمريكا هستند و به اخلاق جامعه لطمه مي‌زنند و .... اكثر شهروندان در مقايسه سه سال گذشته با دوره اصلاحات، متوجه شده‌اند كه كدام دولت به فكر مردم بوده و از دين، فرهنگ و اخلاق عملا دفاع كرده است.
3. اين دولت بسياري از تابوها را شكست هر چند خودش نمي‌تواند از آن بهره برداري كند. به هر رو از آمريكا و مصر گرفته تا اين اواخر كه به اسرائيل رسيده است. از وضعیت زنان گرفته تا کسب مشروعیت از دکتر مصدق و دکتر فاطمی.
4. اين دولت راديكاليسم راست را در جامعه ما شرمنده كرد. يكي از آثار مثبت عملكرد آقاي احمدي‌نژاد اين بود كه كفن‌پوشان را خانه‌نشين كرد و روحيه تهاجمي را ازآنان گرفت. انصار حزب الله خيلي تلاش كنند، خواهند توانست وضع موجود را براي طرفداران خود كمي توجيه كنند.
5. اين حكومت حقانيت اصلاحات را ثابت كرد يعني اگر ما صحبت از دموكراسي، جامعه مدني و گفت‌وگوي تمدن‌ها مي‌كنيم اين‌ها شعارهاي يك عده روشنفكر نيست ضمن اين‌كه مي‌‌‌تواند سخنی روشنفكرانه باشد و في‌نفسه قابل توجيه است اما اگر اقتصاد شكوفا مي‌خواهيم، اگر توسعه اقتصادی، علمی و فنی میهن را مي‌خواهيم اگر امنيت در داخل و عزت مي‌خواهيم براي ايرانيان در خارج كشور، تنها راهش پيگيري همين مشي اصلاحي است. وظيفه ما اين است كه اين جنبه‌هاي اثباتي را بیشتر از جنبه‌هاي سلبي توضيح دهيم تا ارتباط دموكراسي با شكوفايي اقتصادي،علمي، فني، فرهنگي، بين‌المللي و اجتماعي روشن شود.


فرم ارسال نظرات


+ قابل توجه نظردهندگان محترم

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ | نظر دهید | بازگشت به بالای صفحه |»

اخبار و تحليل‌هاي ارائه شده در پايگاه اطلاع رساني نوروز مواضع جبهه مشاركت ايران اسلامي نيست و مواضع اين حزب از طريق بيانيه‌ها، اطلاعيه‌ها و مصاحبه‌هاي دبيركل انتشار مي‌يابد