دكتر علیرضا علویتبار طی سخنانی در مراسم شب عاشورا در محل جبهه مشاركت ایران اسلامی، با اشاره به حوزههای تاثیرگذار در جهان اسلام در زمان قیام امام حسین (ع) گفت: در آستانه قیام، سرنوشت حوزه جهان اسلام با سه ایالت شام، حجاز و عراق پیوند خورده بود و اساسا این سه ایالت سرنوشت دنیای اسلام را تعیین میكردند. همچنین در این زمان سه جریان عثمانیان، شیعیان و خوارج نیز مطرح بودند و به عنوان گروههای تاثیرگذار در جهان اسلام محسوب میشدند.
به گفته وی، در ایالت شام، حاكمیت یكدست و یكپارچه از عثمانیان بود كه با شعار خونخواهی عثمان به دنبال تحقق برنامههای بنیامیه بودند. این مساله در حجاز نیز تا حدودی مشاهده میشد اما در عراق هر سه جریان قدرت و نفوذ داشتند.
وی یادآور شد: در زمان قیام امام حسین (ع) حكومت یزید، منتقدان دیگری نیز در جهان اسلام داشت اما تنها یك منتقد بود كه توانست جریان اثرگذار تاریخی به وجود آورد.
وی مسالهای كه جریان امام حسین (ع) را از دیگر جریانات متمایزتر و پایدارتر كرد شامل تفاوت نگرش امام حسین (ع) به حاكمان وقت و انتقاد از آنان دانست و گفت: در كنار امام حسین (ع) خوارج نیز دست به انتقاد میزدند. این دو جریان هر دو اساس حكومت یزید و بنیامیه را زیر سوال میبردند، اما امام حسین (ع) جریان حاكم را از جنس اسلام نمیدانست بلكه از جنس جاهلیت به شمار میآورد.
وی افزود: امام حسین (ع) اساسا روی كار آمدن بنیامیه را به معنای تغییر ماهیت جامعهای میدانست كه پیامبر ساخته بود و راه بازگشت را دگرگون كردن بنیادین آن میدانست.
وی افزود: در شرایطی كه یك ساختار، سیستمهایش معیوب است عدم انتقاد، خطا است؛ آنچه كه در جامعه ما به غلط به اعتدال از آن نام برده میشود.
وی رادیكالیسم را در جامعهای كه خطاهای سیستماتیك دارد مطلوب توصیف كرد و گفت: رادیكال خواهان بیشترین تغییر و با بیشترین سرعت است. رادیكالیسم امام حسین (ع) با رادیكالیسم خوارج در زمینههایی فرق اساسی داشت. امام حسین (ع) در نقد رادیكالش از نظام حاكم و حكومت وقت تحت مقضتیات زندگی چیزی را نفی نمیكرد؛ در حالی كه در بطن شعار خوارج آنارشیسم مطرح بود.
وی تفاوت دیگر رادیكالیسم امام حسین (ع) با رادیكالیسم خوارج را اولویتبندی مشخص نسبت به مسایل عنوان كرد و گفت: امام در برخورد با دوراهیها به روشنی میدانست كه چه چیزی را باید بر چه چیزی ترجیح دهد. خوارج چنین اولویتبندی را نداشتند.
علویتبار، تفاوت دیگر نهضت امام حسین (ع) با تحركات خوارج را در روش عنوان كرد و گفت: در جای جای واقعه كربلا میبینیم كه امام از روشهای غیراخلاقی برای رسیدن به هدف بهره نمیبردند؛ در حالی كه منتقدان دیگر بنیامیه مانند خوارج به هر كاری دست میزدند.
وی تاكید كرد: حركت امام حسین (ع) با رعایت حقوق دیگران و اصول اخلاقی انجام گرفت. ضمن اینكه این حركت، اصولگرایی لازم را نیز داشت.
وی اصولگرایی امام حسین (ع) را در تواناییاش در «نه» گفتن عنوان كرد و گفت: هرگونه اصولی در سیاست فقط سیاست موقت ایجاد میكند. سیاستمداری كه در هر وضعیتی «آری» بگوید میخ بر تابوت خود میكوبد.
وی یادآور شد: هر سیاستمداری باید خط قرمزی داشته باشد كه از آن پایین نیاید. سیاستمداری كه در مقابل زور از خود انعطاف نشان میدهد دیر یا زود اعتماد را از دست میدهد.
این كارشناس مسایل سیاسی، امام حسین (ع) را سیاستمداری توصیف كرد كه تسلیم همه شرایط تحمیل شده نمیشود و جایی كه به مرزهای اندیشهاش میرسد عقب نمینشیند.
وی گفت: بزرگترین موفقیت برای اصلاحطلبان زمانی است كه اصلاحطلب شكست بخورد اما اصلاحطلبان شكست نخورند. فاجعه زمانی است كه مردم نگویند نگذاشتند، و بگویند نكردند.
وی یاد گرفتن درس بزرگ «نه» گفتن از عاشورا را از جمله محوریترین بحثهای قیام امام حسین (ع) برشمرد و گفت: درست است كه در سیاستورزی دینی بحث تقیه مطرح است اما آن هم حدی داد. این مساله زمانی مجاز است كه اركان و اساس در خطر نباشد. تقیههای سیاسی ما گاهی اركان اندیشههای ما را زیر سوال میبرد.
علویتبار، اهمیت دادن به گفتوگو را از دیگر ویژگیهای حركت امام حسین (ع) برشمرد و یادآور شد: اهمیت دادن به گفتوگو به ماهیت روابط اجتماعی و نگرش به آن بازمیگردد. اگر دیدگاه ماتریالیستی باشد یا مبتنی بر فرض سلطه و غلبه خشونت باشد گفتوگو جایی ندارد؛ در حالی كه اگر در ماهیت روابط از اندیشه و وفاق جایی دیده شود گفتوگو جایگاه و پایگاه پیدا میكند.
لطفالله میثمی نیز در همین مراسم گفت: طراحی حركت امام حسین (ع) برای دستیابی به یك راهبرد پیروزی كامل بود.
مدیرمسؤول نشریه «چشمانداز ایران» در سخنرانی خود تحت عنوان «استراتژی پیروز امام حسین» با اشاره به زمانبندی قیام كه امام حسین (ع) نیز از آن بهره جست و برعلیه حكومت یزید قیام كرد، گفت: برخی معتقدند وقتی استقلال به خطر افتد بحث قیام مطرح میشود؛ در حالی كه برخی معتقدند وقتی آزادی به خطر میافتد بحث قیام باید طرح شود. اما چیزی كه برای امام حسین (ع) و انبیا و نیز در پارادایم دینی و قرآنی مطرح است زمانبندی قیام، مربوط به اقدام افرادی میشود كه صفات خداوند را از ذات آن جدا و به خودشان منتسب كنند.
وی افزود: این مساله در زمان فرعون و نمرود نیز قابل مشاهده بود كه در زمان یزید نیز با توجه به این مساله، امام حسین (ع) قیام خود را عملی كرد.
وی با اشاره به نقض پیماننامه صلحی كه بین امام حسن و معاویه بسته شده بود، گفت: در كنار قرآن و نهجالبلاغه، این پیماننامه بسان یك قانون اساسی بود كه 20 سال اعتبار داشت و در آن عدم ولایتعهدی بعد از معاویه مطرح بود كه یزد و معاویه آن را نقض كردند و به نوعی حكومت موروثی خداوند را به خودشان منتسب نمودند.
وی افزود: این رژیم همچنین به شكنجهگری نیز روی آورده بود كه این مساله در واقع ضمانتی برای سقوطش بود. همانگونه كه رژیم پهلوی به این مرحله رسید.
میثمی ادامه داد: یزید با طرح ادعای حكومت، زمینهسازی قیام امام حسین (ع) را فراهم میكند. ضمن اینكه صلح را نیز زیر پا میگذارد. آنچه كه در زمان یزید اتفاق افتاد زیر پا گذاشتن حبل من الله و حبل من الناس بود.
به گفته میثمی، امام حسین (ع) با عدم بیعت با یزید، به نوعی تحركات مخفیانهاش را آغاز میكند كه این خط مشی عدم بیعت با یزید در راستای عبودیت خداوند طراحی شده است.
وی تاكید كرد: یزید در واقع سد راه تكامل شده بود و امام قصد داشت با جذب عدهای از یاران خود، طرح عدم بیعت با یزید را مطرح كند؛ همان گونه كه قیامی كه مسلم در كوفه به راه انداخت نشان داد حجاز پتانسیل انقلابی را دارد.
وی افزود: پس از آنكه خبر شهادت مسلم و هانی به امام رسید، امام راه خود را ادامه داد، علیرغم اینكه كوفه فضای امنیتی و نظامی داشت و مردم نمیتوانستند كاری بكنند.
میثمی همچنین حوادث مربوط به حضور امام در كوفه را مورد بحث قرار داد و گفت: امام دراین شرایط بحث نظرخواهی را مطرح كردند كه با مخالفت حاكمان وقت مواجه شدند و حتی با پیشنهاد ایشان در مورد بازگشت به مدینه نیز مخالفت شد و دستور محاصره كاروان امام صادر گردید.
وی یادآور شد: خط مشی امام حسین (ع) اصیل و دارای دینامیزم است. در مسیر كوفه و هم در مسیر مدینه، پیروزی از آن امام حسین (ع) بود اما حكومت وقت با آن مخالفت كرد.
این تحلیلگر مسایل سیاسی، جنگ سپاهیان یزید با امام حسین (ع) در یكی از ماههای حرام را به نوعی به معنی از دست رفتن مشروعیت حكومت وقت دانست و اظهار داشت: در زمان محاصره كاروان امام در كربلا نیز ضعفها و تضادهای درونی طرف مقابل روز به روز بیشتر آشكار میشد كه اگر این زمان بیشتر بود با فروپاشی مواجه میشد.
وی افزود: امام در حین جنگ نیز خطبههایی را میخواندند كه این خطبهها نیز در طرف مقابل نوعی تضاد ایجاد كرد؛ به گونهای كه حتی آنها با بحث مباهله نیز مخالفت كردند و پس از آن بحث غوغاسالاری شروع شد.
میثمی از بین رفتن مشروعیت حكومت یزید و قطع ارتباط آن با قرآن را از جمله نتایج قیام امام حسین (ع) برشمرد و گفت: این محاصره و جنگ با كاروان امام حسین (ع) برای آن صورت گرفت كه سلطنت یزید جاودانه شود اما مشروعیت آنها از بین رفت و بیش از 70 سال دوام نیاورد. ضمن آنكه هیچكدام از اطرافیان یزید و فرماندهان جنگ نیز به اهداف خود نرسیدند.
وی، طراحی امام حسین (ع) را یك طراحی پیروز توصیف كرد كه با برخی مسایل غیر قابل پیشبینی مواجه شد.
میثمی ادامه داد: بعد از عاشورا، تمامی یزیدیان دچار اغتشاش میشوند و حتی عدهای توبه میكنند. این نشان میدهد قیام امام یك طراحی پیروز بوده است.
