دكتر سعيد حجاريان حالش خوب نيست. حال ما هم خوب نيست، با هر گرفتگي نفساش نفس ما هم مي گيرد. با هر لرزشي بر بدن نحيفاش، رعشه به جان ما ميافتد، ياد نگاه زلال و پاك اما بي رمقاش هنگامي كه ديگر نايي براي ادامهي كلام بريده بريدهاش ندارد آتش به جان ما مي زند. "ما"، يعني هر آنكه "آقاسعيد" را تا حدي مي شناسد و وجدان حداقلي دارد. هركسي از ما مي داند چه سخت است او را شناختن و شيفتهي او نشدن.
سعيد بيش از نيمي از جاناش را فداي اصلاحات كرده اما برخلاف خواست حيواني آمران و عاملان بي وجدان ترورش، زنده مانده و مغزش چون ساعت كار مي كند. او هزينهي بالايي براي اصلاحات داده و اصلاحات را خيلي خوب فهميده و از اين جهت با نظر كساني چون خشايار ديهيمي موافقم كه "سعيد بيش از همه نماد اصلاحات است."
سعيد نماد اصلاحات است اما اصلاحاتي بريده از توهم و برساختهي آرزوها در قالب تحليل. واقع گرايي اخلاق مدار، صاحب اصولي تساهل مدار، دين داري آزاده، باهوش، زيرك، آينده نگر، شجاع، با گسترهي تعامل وسيع، فاضل و دانايي هميشه به روز، اهل مروت، فارغ از منيت، عالم، كسي كه بهتر از هر كسي كه تاكنون شناختهام توان ارتفاع گرفتن از حوادث و ارايه تحليل ها و نظرهاي متفاوت و بديع دارد.
سعيد مغز متفكر اصلاحات است اما در عرصهي نظر. واقعيت آن است كه در سال هاي اصلاحات خيلي كمتر از آن چه تصوير شده و جا افتاده، ديدگاه سعيد كه لب آن "فشار از پايين چانه زني از بالا" است اجرا شده. او به شدت طرفدار اجتماعي شدن اصلاحات بوده و ضعف هر يك از دو گزارهي آن را به معناي عقيم مانده گزارهي ديگر مي داند.
او از ابتدا ميانهي خوشي با سياست ورزي پارلمانتاريستي نداشت. او اگرچه در دام افراطي نيفتاد كه از فرصت انتخابات براي تغيير يا دست كم آگاهي جامعه با شعار تحريم عبور مي كرد اما تفريط اكتفا به انتخابات، بريدن از جامعه و نهادهاي مدني و استفاده نكردن از اهرم قدرت جامعه و افكار عمومي را نيز برنمي تابيد.
در بحثهايي كه به خصوص در سال هاي اخير در باب اخلاق سياسي پي گرفته، توجه ويژهيي بر پرهيز از خشونت و تبيين حدود اخلاقي سياست ورزي و قرار دادن اخلاق به عنوان سنجهي اصلي هر كنش سياسي داشته و در صدد تاليف آن است كه انشاءالله بايد آن را به عنوان اثري ماندگار پس از دوران بازداشت پي بگيرد.
هرچه هست سعيد حجاريان فراتر از عضوي عادي از اعضاي شوراي مركزي جبهه مشاركت در سال هاي اخير موجد كنشي سياسي نبوده است و ميشود او را بيشتر منتقدي در درون جريان اصلاحات ناميد تا مويدي بر رويكردها و سياست هاي آن. بگذريم از اين كه "زمان" و "تجربه" معمولا صحت تحليلها و پيشبينيهاي او را نشان داده تا معلوم شود چرا فقط او "سعيد حجاريان" شده است.
پس از كودتاي مخملين 22 خرداد كه البته چندان هم مخملي نبوده و تاكنون تعداد زيادي كشته و مجروح و بازداشتي داشته، مانند ديگر كودتاها انتظار بازداشت هايي مي رفت اما نه اينقدر كور و بيهدف. بسياري از بازداشت ها تنها در خدمت سردرگمي بيشتر كلافي بوده كه كودتاگران براي خود و جامعه ايجاد كرده اند. بسياري از بازداشت هاي فعالان سياسي از بين كساني صورت گرفت كه اساسا به لحاظ ديدگاهي مخالف حضور خياباني مردم هستند. سردستهي اين افراد مصطفا تاج زاده است كه از حيث مخالفت با اعتراض هاي خياباني و تظاهرات بين فعالان سياسي شهره است. ديگر افرادي چون دكتر محسن ميردامادي نيز از اين گونه اند. تنها جرم آن ها از نظر حاكمان كودتا مي تواند حضور در فعاليت هاي انتخاباتي و تبليغ كانديدايي غير از كانديداي مطلوب آنها باشد. اما سعيد حجاريان كه به خاطر ضعف بدني و تا حدي نوع رويكردش به سياست اين جرم را هم نداشته و تنها يكي دو مصاحبه و يادداشت تحليلي و دفاع از موسوي را در سابقهاش از اين انتخابات دارد و لاغير، او چرا؟
ضعف جسماني او هم كه اظهر من الشمس است و گفتن ندارد. واقعيت سهم سعيد در جريان هاي پشت و روي پرده هم اگر براي برخي افراد ناآگاه جامعه اغراق شده و تصور نادرستي دارند، براي آنها كه آنلاين پاي شنودها بوده اند و از خود اعضاي مشاركت بهتر ميدانند چه كسي آن جا چه ميگفته، پنهان نيست.
ميماند يك مساله و آن شخصيت دروني برنامهريزان غايلهي اخير است. آنها به وضوح در حال عقدهگشاييهايي هستند كه سالهاست آن ها مترصد فرصتي براي آن بودهاند. شايد يكي از عقدههاي آنها ناشي از معجزهيي است كه سعيد حجاريان را در پي آن ترور كثيف، براي ما زنده نگاه داشت. آنها به ستيز معجزهي حضور سعيد در بين دوستدارانش آمدهاند، اما باز در محاسبه اشتباه ميكنند. سعيد در عمق عاطفه و احساس ماست و حساب او از محاسبههاي مرسوم سياست جداست.
شنيده شده حال سعيد خوب نيست و تحت مراقبت هاي ويژه است. از به كما رفتن او هم شايعاتي در ميان است و اين اخبار با توجه به وضعيت جسماني او كه در روزهاي اخير توسط همسر و نيز پزشك معالجش اعلام شده، هيچ بعيد نيست. سعيد هيچ ناگفتهيي براي بازجويانش جز همانهايي كه در يادداشت ها و مقاله هايش نوشته ندارد. باور كنيد بقيه هم ندارند. بارها از سران حزب ميشنيديم كه ميگفتند خوب است از نهادهاي امنيتي بيايند و در جلسات ما بنشينند. جبهه مشاركت هيچ چيزي براي پنهان كردن نداشت و ندارد. موضوع سعيد حجاريان هم از اين قاعده مستثنا نيست و تنها وضعيت جسماني او موضوع را متفاوت ميكند. تاكنون آن چه در برخوردها و بازداشت ها صورت گرفته نه با مصالح ملت و مملكت نسبتي دارد و نه شرط مروت بوده؛ برخورد با سعيد ديگر كشاندن بي مروتي به سرحد آن است.
براي نجات جان سعيد كه چيزي براي بازجويانش جز ناي باقي مانده از جانش ندارد، هركاري لازم باشد انجام مي دهيم و اگر خداي ناكرده بلايي بر سر او بيايد ديگر عواقب آن نامعلوم است. در اين مقطع برادرانه و خاضعانه از آنها كه پروندهي سعيد در دستانشان است ميخواهيم كه سعيد را خيلي زود آزاد كنند. او احتياج به مراقبت دايم پزشكي دارد و به حتم تاكنون هم لطماتي به اندك سلامتياش وارد آمده، او را آزاد كنيد و از اين بازي كثيف و عقدهگشايي مهوع او را كنار بگذاريد. نگذاريد فاجعهيي رخ دهد. سعيد حجاريان را همين حالا آزاد كنيد.
