يك عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي گفت: اصلاحات ابداع يك واژه در دورهاي بود كه يك سال و نيم پس از دوم خرداد شكل گرفت و در آن به عمل بر اساس قانون و توجه به حقوق مردم تاكيد شد. در حقيقت حرفها و مواضع آقاي خاتمي در ادبيات سياسي به اصلاحات ترجمه شد.
علي شكوريراد ـ در جلسه همانديشي كه از سوي جبهه مشاركت ايران اسلامي برگزارشد ـ با تحليل مسائل روز كشور افزود: اين موارد جزء ويژگيهاي آقاي مهندس موسوي هم هست، اما تمايزهايي كه بين گفتمان آقاي موسوي و خاتمي حس ميشود بيشتر به جاي اينكه فكري و ذهني باشد رابطهاي است.
وي با اشاره به تغييراتي كه در جناحبنديهاي سياسي و حضور چهرهاي مختلف در جناحها در طول سي سال گذشته رخ داده است، خاطرنشان كرد: امروز به دليل گفتمان جديدي كه در جامعه بروز كرده است، جنبههاي مثبت بخشي از گفتمان جناح راست پررنگ شده است و همه به اين نتيجه رسيدهاند كه شرايط فعلي جامعه را به سمت خطر پيش ميبرد و به همين دليل به مهندس موسوي تمايل پيدا كردهاند. تغيير آرايش سياسي بر اساس يكسري تضادها و اشتراكات به وجود آمده است.
وي افزود: اتفاقا اصلاحاتي كه مدنظر اصلاحطلبان بوده امروز عموميت پيدا كرده است و در دايره بزرگتري در حال فراگير شدن و نهادينه شدن است و اين دوره جديدي براي اصلاحات است.
اين عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت در بخش ديگري از سخنانش با انتقاد از مواردي كه قواعد را به هم ميزند، گفت: موسوي در دورههاي قبل ميگفت كه نگران نيستم كه چي كسي مديريت كشور را بر عهده بگيرد، اما عملكردهاي فعلي اين كشتي را سوراخ ميكند و بايد كشتي را از سوراخ شدن نجات داد.
همچنين عليرضا رجايي طي سخنالني در اين جلسه با ابراز اين عقيده كه " برخي از كساني كه امروز تحت عنوان اصولگرايي فعاليت ميكنند عملكردشان تناسبي با اصولگرايي ندارد" گفت: حتي آنجا كه ميخواهند بيان درستي از واقعيت داشته باشند چون افشاگري و حريمهاي افراد را مخدوش ميكنند، اين تناسبي با اصولگرايي ندارد. اما اگر اصول به معني مراجعه مجدد به مباني اخلاقي است، اعتقاد دارم كه اصلاحطلبان و جريان اصلاحطلبي عين اصولگرايي است. اصولگرايي انصافا براي تطبيق دادن به آنچه برخي از آنها ميكنند عنوان پرجفايي است، اما اگر اصولگرايي به عنوان تذكر مجدد به مباني اخلاقي است اصلاحطلبي عين اصولگرايي است. اصلاحطلبي تذكر مجددي است براي رسيدن به مباني اخلاقي.
وي يادآور شد: انتقادي كه بعضا به پديده ميرحسين موسوي ميشود اين است كه در برنامههاي انتخاباتي نقش ايفا نميكند. بايد گفت اينكه براي جمعآوري راي دلبري نكنيم، از اخلاق است.
وي افزود: اگر معيار و ميزان اصولگرايي باشد، حداقل ميتوان گفت در اصلاحطلبان بيشتر اصولگرايي ديده شده است و هر فرد منصفي اين نظر را دارد.
اين فعال سياسي با بيان اينكه " اصلاحات استمرار پروژه انقلاب اسلامي براي شكلدهي مجدد به نظام سياسي ايران زمين است" خاطرنشان كرد: پس از مشروطه كلكسيوني از منازعات در عرصههاي مختلف داشتيم و اين منازعات هنوز به شكلدهي ساختي در جامعه ما منجر نشده است و منازعه هنوز ادامه دارد. اصلاحات گذاري است از جنبشهاي منازعهآميز و برانداز به پروژههاي مسالمتآميز و مشاركتجويانه براي تاسيس دولت مدرن و اين ميل عمومي جامعه ايران است كه تاسيس دولت مدرن را از مسير مسالمتجويانه در پيش بگيرد.
وي تاكيد كرد: اصلاحات حركتي ملي است نه گروهي و جناحي. شكست اصلاحات هرگز اتفاق نخواهد افتاد و اگر حرف از چنين چيزي زده شود حرف از شكست تلاشهاي ملي يكصد ساله ايرانيان زده شده است.
وي ابراز عقيده كرد: اين خطاي ماست كه جناح مقابل را اصولگرا بدانيم در حالي كه اين واژه براي آنها زيبنده نيست. برخي از آنها از واژه اصولگرا در مقابل واژه قانونگرايي استفاده كردند و گفتند ما به اصولي كه خود به آن اعتقاد داريم پيش از قانون پايبنديم. در حقيقت اين رسم زشتي بود كه با اسمي زيبا از آن ياد كردند. ما بايد اين واژه را نجات دهيم. آنها را راست، اقتدارگرا يا بنيادگرا بناميم و اين نقش رسانهها است كه اين كار را انجام دهند.
رجايي ادامه داد: هميشه اعتقاد داشتم كه مهندس موسوي فردي صادق است و هيچ اقدامي را بياعتقاد انجام نميدهد. موسوي اين حسن را دارد كه زمينهاي ايجاد كند كه فضايي كه در مقابل آقاي خاتمي است تعديل شود كه تاكنون مقداري هم اين كار را كرده است. به نظر ميرسد با توجه به نيروي اجتماعي كه پشت سر آقاي موسوي است، موسوي مقاومت ضداصلاحات را تضعيف كند كه اين كار را كرده است. حضور آقاي موسوي فرصتي است كه بايد از آن استفاده كرد. باور دارم آقاي موسوي احساس خطر كردهاند و اين احساس خطر، احساس خطري جدي است. مسير فعلي اگر چهار سال ديگر طي شود در واقع ميتواند به لحاظ تاريخي ايجاد دولت توسعهگرا در ايران را با بنبستهاي اساسي روبرو كند.
وي افزود: البته نيروي اجتماعي بالنده در ايران بسيار قوي است اما اين نيرو اگر در مقطعي كه در شكلدهي دولت توسعهگرا بايد فعال شود نتواند فعال شود، دچار گنديگي ميشود و يا مهاجرت ميكند يا وارد حوزههاي غيرتوليدي ميشود.
وي خاطرنشان كرد: جامعه ايران جامعه متنوعي است و هر دولت ملي بايد دولت همه اين جريانات و همه مردم ايران باشد. اگر حركتي سياسي در ابعاد ملي بخواهد موفق شود، بايد همه نيروهاي اجتماعي را وارد پروژه خود كند. اساسا انقلاب صورت گرفت كه گروههاي محذوف در تصميمگيري موثر قرار گيرند و ناديده گرفته نشوند بايد به آن به چشم پديدهاي اخلاقي هم نگاه كرد. حضور آقاي موسوي به اين مساله كمك ميكند و نوعي پيوند اجتماعي سياسي ميان گروهها شكل ميدهد.
اين فعال سياسي تاكيد كرد: بايد به طرف گفتمان مسالمتجويانه كه روح حركت دموكراتيك با جلب مشاركت حداكثري مردم است، برويم. اين ضرورت جامعه ماست.
وي افزود: بايد موجهات جرياني كه معتقد است جريان اصلاحطلب جرياني وابسته است را در عمل سياسي خودمان نفي كنيم. اميدواريم دولت وحدت ملي با پيروزي آقاي ميرحسين موسوي اتفاق بيفتد و پروژه اصلاحي در تمامي لايههاي اساسي جامعه رسوخ كند.
